پسر گل مامان

اولین دیدار

  سلام گل مامان     دیشب قرار بود بریم پیش آقای دکتر مستعان عزیز برای سونوگرافی و شمارو برای اولین بار ببینیم... این روزها کلا خیلی دیر گذشت تا به این روز برسم،از صبح همش داشتم سرم رو گرم میکردم که زودتر  بگذره و شب بشه... دو ساعت ظهر خوابیدم و بعد پاشدم آماده شدم و شام رو حاضر کردم تا بابایی بیاد و شام بخوریم و بریم. خانم منشی زنگ زد که زودتر بریم،نمیدونی چه بارونی میومد،دانه های درشت بارون میخورد روی سقف  ماشین،طوری که اگر میخواستیم با بابا حرف بزنیم صدامون بهم نمیرسید... بالاخره رسیدیم... یه نفر جلوتر از ما بود، منم هی تن...
2 خرداد 1392

اولین ملاقات با آقای دکتر

  سلام کوچولوی من     خوبی گلم؟؟؟ خسته نباشی ،میدونم الان خیلی داری زحمت میکشی و تلاش میکنی که یه نی نی گل و تپل مپل بشی....   عزیزکم شنبه 31 فروردین رفتم پیش آقای دکتر صبا،ایشون از شما مراقبت میکنه تا شما به دنیا بیای....   بهم گفتن که کمتر کار کنم و مسافرت نروم و خودمو خسته نکنم،حالا باید از بابایی بخوام که خیلی بهم  کمک کنه،چون من عادت دارم همه کارهارو خودم انجام بدم و کمتر کمک بگیرم....       حالا ایشالا با کمک همدیگه این دوران رو پشت سر بذاریم و شما به سلامتی و به موقع بیای بغلم....   ...
3 ارديبهشت 1392

تولد مامانی

  خدایااااااااااااااااا شکرت بهترین کادوی تولدم رو تو بهم دادی..... .   تولد تولد تولدم مبارک نی نی گلم.....      امروز تولد مامانیه عزیزدلم،یعنی 29 سال پیش توی همچین روزی من از دل مامانم به این دنیا اومدم...   امیدوارم تو هم 8 ماه دیگه سالم و تپل از توی دل من به این دنیا بیای گلم...      دیشب که شب تولدم بود مامان بزرگها و بابا بزرگها و عمه جون و خاله جون و همسرش و پسرش  اومده  بودن عزیزم... که برای من تفلد بگیرن.. .    جای عمو جونت و همسرش و اون یکی خاله جون و همسرش و دوقلو ها خیلی خالی بود.......
30 فروردين 1392

آیا میای؟؟؟

  سلام فرشته گلم...                                                                                                                                                                          نمیدونم این ماه ...
14 فروردين 1392

عید نوروز

  مامانی گلم عیدت مبارک             الان عید نوروز هست،ما ایرانی ها رسم داریم با شروع سال جدید و رسیدن بهار جشن میگیرم  سفره هفت سین میچینیم و کنارش میشینیم و دعا  میخونیم  تا  سال نو سال خیلی خوبی باشه برامون، توی این روزها همه شاد هستن و بهم تبریک میگن و به دیدن  همدیگه  میرن...     نی نی گلم خیلی دوست داشتم این عید خدا تورو بهم عیدی میداد،اما قسمت نبود،ایشالا خدا کادوی تولدم تورو بهم بده  البته هر چی خیره پیش بیاد ایشالا..........             دوستت دارم گلم   ا...
4 فروردين 1392

به امید آمدنت...

  سلام فرشته مامان         امروز با بابایی صحبت کردیم قرار شد که شما ایشالا همین ماه بیای توی دل مامان  آخه بابایی از اواسط اسفند تعطیل میشه و ما میتونیم بریم مسافرت     اما اگر شما بیای دیگه  نمی تونیم  بریم مسافرت،چون من باید مواظب خودم باشم که اتفاقی برای شما نیوفته.... تازه 17 اسفند هم عروسی یکی از دوستامه میخوام برم اونجا قر بدم    نی نی گلم خیلی دوستت دارم،ایشالا اگر این ماه میای سالم و خوشمل بیای توی دلم و به موقع دنیا بیای و دل من و بابایی رو شاد کنی و هم اینکه خونمونو روشن کنی ...   دوستت دارم نی ...
12 اسفند 1391

گرفتن مجدد مجوز....

  سلام نی نی گلم       خوبی عسل مامان؟  دلم برات یه ذره شده، واییییییییی بالاخره آقای دکتر بهم مجوز داد که  شما بیای توی  دلم..... خداروشکر کردم عزیزم ، با اینکه بهم گفت باید دهانه رحمم رو بدوزه که شما جات امن باشه اما انقدر  خوشحال بودم و توی اسمون ها پرواز میکردم   که این حرفش اصلا ناراحتم نکرد  گل مامان ....حالا منم دعا میکنم که این دفعه هم هر وقت  دوست داشتی بیا توی دل مامان و تا آخرش باهام بمون که دیگه دلم نشکنه گلم.... ولی خداییش زیاد هم منتظرم نذار دیگه باشه؟؟؟؟   خیلی دوستت...
13 بهمن 1391

لغو مجوز

سلام نی نی قشنگم       نی نی گلم یادته آقای دکتر مجوز داده بودن شما بیای توی دلم ؟؟!!! مجوزم لغو شد، آخه  یه  کمی مامانی مریض شده ، آقای دکتر هم دارن من رو درمان میکنن و خوب چک میکنن که هیچ  مشکلی پیش نیاد  وقتی شما بیا  توی  دلم....    خیلی دلم برات تنگ شده عسل مامان، تو برام دعا کن که زودی خوب بشم باشه؟؟؟ که شما  زودتر بیای عزیزدلم    شبت بخیر گل مامانی   عاشقتم... ...
26 دی 1391

آماده برای مامان شدن....

  سلام فرشته مامان    عزیزدلم من دارم کارهام رو انجام میدم که اگر شما زودی اومدی توی دلم دیگه کاری نداشته باشم که تو هم اذیت نشی گلم ،رفتم کلی پیاز خریدم و پیاز داغ درست کردم و گذاشتم توی فریزر  چون فک کنم شما از بوی پیاز داغ خوشت نمیاد و من حالم بد میشه....   هفته پیش رفتم پیش آقای دکتر دندون پزشک و یکی از دندون هام رو پر کردم آخه اگر شما توی دلم باشی نمیتونم دیگه داروی بی حسی بزنم و دندونم رو درست کنم.   بعد رفتم کلی سبزی خرد شده برای آش و خورشت و کوکو و اینا گرفتم و بسته بندی کردم و  گذاشتم توی فریزر که دیگه هرچی خواستم بتون...
12 دی 1391