پسر گل مامان

سونوگرافی

1391/9/16 0:56
نویسنده : نانا
180 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نی نی گل مامان

امروز با بابایی و مامان بزرگ گل، رفتیم خونه خاله می می که اسباب کشی کرده بود کمک

کنیم،از ظهر آنجا بودیم و یه کم کمک کردیم،بابایی که از موهای سرش تا نوک انگشتهای پاش خاکی شده بود نیشخند

آخه میدونی بابایی خیلی حساسه روی لباس هاش که اصلا کثیف نشه،خدایی هم خیلی از

لباسهاش خوب نگهداری میکنه.....گاوچران

شب قرار بود برم سونوگرافی پیش یه آقای دکتر مهربون دیگه....خانم منشی دوست خاله

گلی هست و قرار بود مطب خلوت شد زنگ بزنه ما بریم که زیاد معطل نشیم....خداروشکر

جواب سونو هم خوب بود گلم.... 

ما ساعت 10:30 رفتیم اما ساعت 11:45 نوبت ما شد گلم،بابایی هم کتابش رو آورده بود و

داشت مطالعه میکرد  اما طفلی خسته شد انقدر انتظار کشید....خمیازه


قربونت برم عسل مامان

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)