پسر گل مامان

هفته 16 بارداری

1392/4/20 15:20
نویسنده : نانا
214 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام مامانی

امیدوارم خوب باشی گلمزنبور

 

از اولین روز هفته 16 بگم البته همون 15 هفته تمام محسوب میشه، که بابایی مامان بزرگها

و بابا بزرگها رو برای جمعه نهار دعوت کرد که به هوای اونها برای من و شما کباب درست

بکنه.... غذا خوردن

قول داده بود همه کارهارو بکنه اما خب همه کارها خیلی زیاد بود و من از صبح سرپا بودم

تا عصری...آشپزی

تازه کلی مامان بزرگهای گلت کمک کردن اما من بازم خسته شدم...اوه

 

بعدشم من و بابایی کلاس داشتیم و بعد از کلاسم هم رفتیم خونه پدرجون...رفتن

دوباره یکشنبه بود که باز پدر جون گفت بریم خونشون اما من مقاومت کردم و گفتم اونها

بیان خونمون...

خاله بزرگت با شوهر خاله جون و آقا متین هم بعد 3 ماه اومدن خونمون،منم براشون سالاد

الویه درست کردم با ته چین...پخت و پز

دوباره ما یه شب خونه بودیم که مامی و پدر جون تصمیم گرفتن برن مشهد پیش سهیل و

سوگند،دوباره ما سه شنبه شب رفتیم خونشون که باهاشون خداحافظی بکنیم میخوان

بروند سفر...

آره مامانی این هفته همش مامان بازی کردیم...قلب

 

ایشالا فردا هم که جمعه و 16 هفته تمام میشه قراره بریم خونه مامان بزرگ و بابا بزرگت

که یه هفته است ندیدیمشون،اونها هم دلشون برای ما تنگ شده...عشق

 

یکی از همین روزهای هفته صبح زود هم مسابقه والیبال بود با کوبا،که بازم ما پیروز

شدیمشادی،من پاشدم برم گلاب به روت که دیدم ست آخر بازی هست،منم نگاه کردم که

دیدم برنده شدیم و با خیال راحت دوباره خوابیدم...پرچم ایران

ایشالا اگر شما هم دوست داشتی میتونی یه ورزشکار بزرگ بشی گلم...بازی

 

آهان دوشنبه بود که به دوستم یلدا جون زنگ زدم و بهش گفتم که داره خاله میشه،قلب

اونم چهارشنبه از باغشون برام یه عالمه لوبیا سبز و کدو و خیار و آلوهای خوشمزه

آورد،دستش درد نکنه کلی خجالتمون داد....خجالت

 

 

مامانی عاشقتممامان

مواظب خودت باش نفسم عشق

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)